راضیه حسینی: آقای رئیسجمهور، پیشنهاد میکنم یکبار همراه یکی از شهروندان معمولی به فروشگاهی بروید و از نزدیک شاهد خرید وی باشید. وقتی در حال زیرورو کردن کل فروشگاه برای خرید ارزانترینهاست، وقتی اصلاً کاری به رتبه و درجه و کیفیت محصولات ندارد و فقط میپرسد: «کدام ارزانتر است؟» وقتی حتی همان ارزانتر را هم خیلی محدودتر و کمتر از قبل تهیه میکند و سر آخر، وقتی خیلی از محصولات را نمیتواند بخرد، حتی بیکیفیتترینشان، حتماً در کنار وی باشید و از نزدیک نظاره کنید.
پیشنهاد میکنیم دست به تنظیمات نزنید. بالاخره باید کیفیت زندگیمان با محصولات کمی همخوانی داشته باشند و زیادی از هم دور نباشند. باید وقتی کالایی میخریم یک، یا چند جایش همان اول بلنگد و زار بزند، تا با هم همذاتپنداری کنیم و به دلمان بنشیند. بگوییم: «آها. همینه. عین خودمون!»
مثلاً فکر کنید یخچال، تلویزیون، پنکه و… را با بالاترین کیفیت در بازار ببینیم. در اولین مرحله که از کنارشان میگذریم و اصلاً نگاه هم نمیکنیم، چون در جریان کیفیت جیبمان هستیم. بر فرض محال هم اگر توانستیم بخریم. مثلاً یکهو ارث بزرگی به دستمان رسید و فهمیدیم عمهای پولدار داشتیم و خودمان خبر نداشتیم، چطور باید با این کیفیت بالا خودمان را وفق دهیم؟ چطور سبک زندگیمان را عوض کنیم و لایفاستایل باکیفیت داشته باشیم؟
ما که صبح به صبح با نعرهی یخچال با کیفیتمان از خواب میپریدیم و با چشمان پفکرده میدیدیم پنکهمان خسته شده و مثل گل آفتابگردان پژمرده تا خود فرش آویزان شده است، چطور با محصولات و کالاهای باکیفیت کنار بیاییم؟ اصلاً اگر یخچالمان مثل ساعت کار کند و صدا ندهد فکر میکنیم خراب شده است. اگر مواد غذاییمان کیفیت بیست و پنج صدم یک ستاره را نداشته باشند و مثلاً پنجستاره باشند معدهمان قبول نمیکند و پس میزند.
آقای رئیسجمهور، کیفیت زندگی ما مدتهاست از غیرقابلقبول گذشته است و راستش را بخواهید نمیدانیم الان در کدام مرحله هستیم؟
غیر قابل قبولترین حالت ممکن، غیرترین قابلقبول ممکن، غیرقابلقبول ناممکن، یا چه؟
- نویسنده : یزدفردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

سهشنبه 14,ژوئیه,2026